اعتقادات

خرید بک لینک

امروز رفته بودیم مراسم خاکسپاری یکی از افراد فامیل. پسر 21 ساله ای که در اثر سانحه رانندگی درگذشته بود . چون از گریه زاری ها و بیتابی های مراسم خاکسپاری خوشم نمی اومد من و شما توی ماشین نشستیم تا خاکسپاری انجام بشه و بعدش بریم به مامان باباش تسلیت بگیم تو این مراسم دو تا مساله توجه منو به خودش جلب کرد که دلم خواست واست بنویسم اول اینکه مامان باباش به نحو خیلی تحسین برانگیزی آروم بودن انقدری که مامانش بقیه رو آروم می کرد و می گفت گریه زاری نکنید بچه ام نگران می شه. قطعا واسه هر پدر و مادری از دست دادن فرزندشون بدترین اتفاق دنیاست بچه ای که 21 سال با جون دل بهش عشق ورزیدن واقعا شخصیت بزرگی می خواد آروم بودن تو همچین مراسمهایی. موضوع دوم که روی صحبت من هستش با تو آراد اینه که بعد از اینکه همه رفتن ما رفتیم سر خاک مرحوم تا فاتحه بخونیم 7-8 تا پسر جوون از دوستای مرحوم اونجا بودن که حتی بعد از رفتن خانواده و بقیه دوستان نتونسته بودن اونجارو ترک کنن. قیافشون از حال زارشون خبر می داد و رنگی بر رخسار نداشتن از شدت ناراحتی و بین خودشون بحثی داشتن که حتی با حضور ما اونجا داشتن ادامه می دادن و انقدر حالشون بد بود که انگار مارو نمی دیدن. یکی از اونا داشت به بقیشون می گفت که بچه ها لطفا رفتین خونه همه غسل میت انجام بدین و یکی دوتای دیگه شون می گفتن ما به این چیزا اعتقادی نداریم یکیشون گفت تمام اعتقادات من مجید بود که الان با دستای خودم کردمش زیر خاک و از این لحضه به بعد به هیچی اعتقاد ندارم. دلم می خواد چند لحظه روی جمله این دوست مجید فکر کنی. اول چیزی که به ذهن میاد شدت علاقه اش به مجید و ناراحتیش از زمین و زمان واسه از دست دادنش. ولی به نظر درسته وقتی آدم از چیزی یا اکسی یا اتفاقی ناراحته همه چیزای دیگه رو تحت الشعاع قرار بده مخصوصا اعتقاداتشو. اعتقادات باید طوری باشه که در فکر و ذهن آدما حک بشه جوری که هیچی نتونه تغییرش بده حتی بدترین ناامیدی های زندگی. هرکسی واسه خودش یه اعتقاداتی داره که قسمتی از شخصیت فرد رو تشکیل می ده و اگه یه شخصیت واقعی و مستحکم باشه تحت هیچ شرایطی نباید متزلزل بشه یا اگه شد آدم باید سریع خودشو جمع کنه و برگرده به حالت نرمال. از دست دادن مجید هرچه قدرم سخت باشه واسه اون دوستش سختر از واسه مامان باباش که نیست. من تو دوران راهنمایی یک دوستی داشتم که مسلمون نبود ولی به اعتقاداتش خیلی پایبند بود و به خاطر همین ویژگیش خیلی دوسش داشتم

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:27 توسط ریحانه اسدی |
شازده کوچولوی ما، امین آراد...

ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال می‌کنید

برچسب: اعتقادات, نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 8:38

صفحه بندی