یکی دو روز پیش یکی از مربی های مهدت از بابا پول دستی خواسته بود و بابا هم عصبی شده بود و به مدیر مهدتون گزارش رفتار اشتباه این مربی رو داده بود و مدیر با این خانمه برخورد کرده بود. من اصلا رفتار این خانم رو تایید نمی کنم کارش خیلی اشتباه بود و حتی درمورد رفتارش با بچه ها هم من اصلا ازش راضی نیستم کارایی که انجام می ده و حرفایی که می زنه مطابق با آداب تربیتی نیست چندباری هم خواستم صحبت کنم با مسوول مهد تا آموزشهای لازم برای رفتار با بچه هارو بهش یاد بدن ولی از اونجابی که اینروزا آدما راحت کنار گذاشته می شن و کسی وقت برا اصلاح کسی نمی ذاره ترسیدم از نون خوردن بیافته و چیزی نگفتم تا ابنکه مهد خودش عذرشو خواسته بود من خیالم راحت شده بود ولی گویا به اصرار بهزیستی به خاطر نیازمند بودن به پولش برگردونده بودنش سر کار. وامروز یه اتفاق افتاد که این دوتا ماجرا رو به هم وصل می کرد بابا وقتی رفته بود سراغ ماشینش مشاهده کرد که مورد سرقت قرار گرفته و کلی از وسایل جانبی ماشین رو دم در دزدیده بودن بابا گفت نکنه به خاطر اونه که به این خانمه پول ندادیم و گفتی نباید باهاش اینطوری رفتار می کردم و دلشو می شکستم. البته که به خاطر پول ندادن نبود و این دوتا کاملا بی ربطن ولی قطعا به دل شکستن دون خانم ربط داشت و همیشه دل شکستن تاوان داره . عزت نفس آدما از همه چی مهم تره و یه آدم هر چه قدرم بد باشه نباید مورد توهین و بی احترامی و کم محلی قرار بگیره .که اگر دلش بگیره یا بشکنه قطعا یه جایی باید پاسخ گو باشیم این دنیا دار مکافاته . ممکنه این خسارت که چندین برابر اون پولی بود که خانمه خواسته بود مربوط باشه یا اینکه هیچ ربطی به هم نداشته باشن و خدا خواسته با این اتفاق ما از یک اتفاق بدتر محفوظ بمونیم ولی تلنگری بود واسمون که بیشتر از شخصیت آدما مراقبت کنیم.
موضوعات مرتبط: حرف های من به آراد ، خاطرات آراد
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ ] [ 1:17 ] [ ریحانه اسدی ] [ ]
شازده کوچولوی ما، امین آراد...
ما را در سایت شازده کوچولوی ما، امین آراد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: يکشنبه 21 خرداد 1396 ساعت: 4:23